خرید بک لینک
حال این روزها را نمیدانم با چه واژهای میتوان نوشت که زبان هم کم میآورد مقابل بغض آوارشده در گلوی تکتکمان. سهشنبه ظهر بود که تصمیم گرفته بودم لجبازی را کنار بگذارم و خوب باشم، که بنویسم از خوشی

برچسب: نویسنده: ماهان حسینیان تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 14:06

این حسادت احمقانهترینِ حسادتهاست و من احمقترینم، لابد.

برچسب: نویسنده: ماهان حسینیان تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 14:06

باید میبودی. باید این شبها اینجا میبودی. لعنت به تو و جای خالیات که قبلترها هم پر نبود. لعنت به خیال بودنت که در همین چند ثانیهی بیداریِ بین چهار ساعتِ میانِ کار تا کار هم تنهایم نمیگذارد. لعنت به تو و همهی پروندههای بازی که از تاب نیاوردن بودنشان، میبندمشان بالاجبار.

برچسب: نویسنده: ماهان حسینیان تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 14:06

لعنت به همهی نگفتنهایتان که من، حالا، بعد از نُه سال، باید نگران باشم که خودم به درک، اگر ویروسش بیفتد به جان خانهمان... لعنت به همهی نگفتنهای دنیا.

برچسب: نویسنده: ماهان حسینیان تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 14:06

میگوید انگار سر کار گذاشته شدهایم توسط کائنات و چه خوب میگوید، که انگار یک دوربین مخفی کار گذاشته باشند جایی و یک جایی قرار باشد خاموشش کنند و بگویند همهاش شوخی بود. کاش سر کار باشیم همهمان، در

برچسب: نویسنده: ماهان حسینیان تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 14:06

صفحه بندی